ترجمه "Delfin" به فارسی

دلفین, دلفین, دلفینها بهترین ترجمه های "Delfin" به فارسی هستند.

Delfin noun masculine دستور زبان

imię męskie; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دلفین

    noun

    پستانداری دریازی که رابطۀ نزدیکی با نهنگها و گرازماهیها دارد

    W stajni, z Delfinem, gdy polowaliśmy na mordercę.

    توی اصطبل وقتی داشتیم با دلفین دنبال قاتل میگشتیم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Delfin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

delfin noun masculine دستور زبان

zool. ssak morski z rzędu waleni; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دلفین

    noun

    Jedyne rodzime ssaki to kilka gatunków nietoperzy i niektóre duże ssaki morskie, na przykład wieloryby i delfiny.

    تنها پستانداران بومی، گونههایی از خفاش و چند پستاندار آبزی بزرگ از جمله وال و دلفین هستند.

  • دلفینها

    Skąd delfiny wiedziały, że czyjeś serce stanęło?

    دلفینها چطور میتوانستند بفهمند که یکی از قلبهای انسانها دیگر نمیتپد؟

  • به شکل پروانه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • دلفين
    • ماهی یونس
    • پروانه

تصاویر با "Delfin"

عباراتی شبیه به "Delfin" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Delfin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه