ترجمه "delegacja" به فارسی
نماینده, نمایندگی, هیئت نمایندگی بهترین ترجمه های "delegacja" به فارسی هستند.
wyjazd w sprawach służbowych [..]
-
نماینده
nounCzy ludzie nie będą wiedzieć jak wygląda włoska delegacja?
یعنی کسی نیست که بدونه نماینده ی ایتالیا چه شکلیه ؟
-
نمایندگی
nounNa szczęście Izraelici skontaktowali się ze swymi braćmi, wysyłając do nich oficjalną delegację z Pinechasem na czele.
لیکن در خور تحسین بود که آنان نخست هیئت نمایندگی رسمیی به سرپرستی فینَحاس برای گفتگو با برادران اسرائیلیشان گسیل داشتند.
-
هیئت نمایندگی
nounNa szczęście Izraelici skontaktowali się ze swymi braćmi, wysyłając do nich oficjalną delegację z Pinechasem na czele.
لیکن در خور تحسین بود که آنان نخست هیئت نمایندگی رسمیی به سرپرستی فینَحاس برای گفتگو با برادران اسرائیلیشان گسیل داشتند.
-
ترجمه های کمتر
- هیات نمایندگان
- وکالت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " delegacja " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "delegacja" با ترجمه به فارسی
-
انتقال · تفویض اختیارات · واگذاری