ترجمه "Dojrzewanie" به فارسی

نوجوانی, رسیدگی, بلوغ بهترین ترجمه های "Dojrzewanie" به فارسی هستند.

Dojrzewanie
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نوجوانی

    Coraz więcej młodzieży rozpoczyna życie płciowe bardzo wcześnie, niekiedy nawet zaraz po wejściu w okres dojrzewania.

    جوانان بیش از پیش، از سنین پایین، حتی در سنین نوجوانی، دست به آمیزش جنسی میزنند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Dojrzewanie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

dojrzewanie noun neuter

okres życia między dzieciństwem a dorosłością; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • رسیدگی

    noun
  • بلوغ

    noun

    Ten układ rozwija się długo i powoli, przez dzieciństwo do wczesnego dojrzewania.

    این سیستم زمان زیادی برای توسعه میگیره، توسعه طولانیای در طول کودکی، و اوایل بلوغ.

  • بارداري

  • ترجمه های کمتر

    • رسیدگی (تکوین زیستی)
    • سن بلوغ
    • نوجوانی

عباراتی شبیه به "Dojrzewanie" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Dojrzewanie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه