ترجمه "Egzamin" به فارسی

آزمون, آزمون, امتحان بهترین ترجمه های "Egzamin" به فارسی هستند.

Egzamin
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آزمون

    noun

    jedna z form sprawdzania wiedzy

    Pod koniec kursu zdają egzamin końcowy, uzyskują stopień i przechodzą do kolejnego kursu.

    در پایان هر درس،دانش آموزان آزمون داده، نمره گرفته و به مطالعه درس بعدی را آغاز میکنند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Egzamin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

egzamin noun masculine دستور زبان

eduk. procedura sprawdzania wiedzy teoretycznej lub praktycznej [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آزمون

    noun

    Pod koniec kursu zdają egzamin końcowy, uzyskują stopień i przechodzą do kolejnego kursu.

    در پایان هر درس،دانش آموزان آزمون داده، نمره گرفته و به مطالعه درس بعدی را آغاز میکنند.

  • امتحان

    noun

    Jestem pewien, że zda ten egzamin.

    مطمئنام که امتحان را خواهد گذراند.

تصاویر با "Egzamin"

عباراتی شبیه به "Egzamin" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Egzamin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه