ترجمه "egzaminator" به فارسی

آزمونگر, امتحان کننده, ممتحن بهترین ترجمه های "egzaminator" به فارسی هستند.

egzaminator Noun noun masculine دستور زبان

osoba przeprowadzająca egzamin, t. osoba oceniająca arkusze egzaminacyjne

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آزمونگر

    noun
  • امتحان کننده

    noun
  • ممتحن

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " egzaminator " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "egzaminator" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه