ترجمه "Gaźnik" به فارسی

کاربراتور, كاربراتورها, کاربراتور بهترین ترجمه های "Gaźnik" به فارسی هستند.

Gaźnik
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاربراتور

    Mój tata wieki próbuje naprawić gaźnik.

    بابام خیلی وقته که داره تلاش میکنه تا کاربراتور رو درستش کنه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Gaźnik " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

gaźnik noun masculine دستور زبان

mot. urządzenie do wytwarzania mieszanki paliwa i powietrza w silnikach spalinowych z zapłonem iskrowym

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • كاربراتورها

  • کاربراتور

    Mój tata wieki próbuje naprawić gaźnik.

    بابام خیلی وقته که داره تلاش میکنه تا کاربراتور رو درستش کنه

  • قطعات موتوری

  • ميللنگها

اضافه کردن

ترجمه های "Gaźnik" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه