ترجمه "gazeta" به فارسی

روزنامه, روزنامهها, روز نامه بهترین ترجمه های "gazeta" به فارسی هستند.

gazeta noun feminine دستور زبان

drukowany środek przekazu informacji, zazwyczaj ukazujący się codziennie; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • روزنامه

    noun

    wydawnictwo ciągłe

    Nie wiesz jak to się skończy, ale na pewno będzie o tym w gazetach.

    تو نمي دوني که قراره چطوري تموم بشه ، ولي مطمئن باش که روزنامه هارو پر خواهد کرد.

  • روزنامهها

    noun

    Nie wiesz jak to się skończy, ale na pewno będzie o tym w gazetach.

    تو نمي دوني که قراره چطوري تموم بشه ، ولي مطمئن باش که روزنامه هارو پر خواهد کرد.

  • روز نامه

    Idzie tak kiepsko, jak piszą w gazetach?

    همونطور که روز نامه ها مي گن وضع اينجا خيلي ناجوره ؟

  • مطبوعات

    noun

    Przed świtem trafi pewnie do większości gazet.

    اینطور که احساس میشه مطبوعات فردا صبح ازش استفاده خواهند کرد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gazeta " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Gazeta
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • روزنامه

    noun

    Gazetami zatykaliśmy dziury w ścianach, żeby szczurom było troszkę trudniej się do nas dostać.

    برای آن که موشها نتوانند به راحتی داخل اتاق شوند سوراخهای دیوار را با روزنامهها پر میکردیم.

عباراتی شبیه به "gazeta" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "gazeta" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه