ترجمه "gazela" به فارسی
آهو, غزال, غزالها بهترین ترجمه های "gazela" به فارسی هستند.
gazela
noun
feminine
دستور زبان
zool. mała afrykańska antylopa; [..]
-
آهو
nounObok Ramy położyła się gazela i dała mu swoje życie.
آهو در کنار راما نشست ، و جان خود را به او داد.
-
غزال
nounPonieważ był przystojny, przypominał dziewczynie „gazelę”.
دختر او را به «غزال» تشبیه میکند زیرا خوشصورت و خوشقامت است.
-
غزالها
2:7; 3:5 — Dlaczego damy dworu mają przysiąc „na gazele albo na łanie polne”?
۲:۷؛ ۳:۵ — چرا شولمّیت بانوان دربار را ‹به غزالها و آهوهای صحرا قَسَم میدهد›؟
-
بز کوهی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gazela " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Gazela
Gazela (ssak) [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Gazela" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Gazela در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "gazela"
عباراتی شبیه به "gazela" با ترجمه به فارسی
-
غزل
-
جبیر
-
غزال ابلق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن