ترجمه "gaza" به فارسی

گاز, تور, شبکه بهترین ترجمه های "gaza" به فارسی هستند.

gaza Noun noun feminine دستور زبان

włók. cienka i rzadka tkanina bawełniana [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • گاز

    noun

    W ciągu milionów lat szczątki zmieniły się w ropę i gaz.

    در طول میلیونها سال بقایای آنها به نفت و گاز تبدیل میشد

  • تور

    noun
  • شبکه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • غزه
    • مه خفیف
    • نقاب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gaza " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Gaza noun feminine دستور زبان

geogr. miasto w Autonomii Palestyńskiej; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • غزه

    proper

    geogr. miasto w Autonomii Palestyńskiej; [..]

    Zaczęłam przykładać większą uwagę do życia kobiet w Gazie.

    من شروع کردم به پرداختن به زندگی زنان در غزه.

  • گاز

    noun

    Gaz został wynaleziony w roku 1600 przez holenderskiego chemika o nazwisku Van Helmont.

    گاز در سال ۱۶۰۰ توسط یک شیمیدانِ هلندی به نام وَن هِلمونت اختراع شد.

تصاویر با "gaza"

عباراتی شبیه به "gaza" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "gaza" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه