ترجمه "Garnek" به فارسی

قابلمه, dig, دیگ بهترین ترجمه های "Garnek" به فارسی هستند.

Garnek
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • قابلمه

    Nie wiem, gdzie masz spodnie, ale gacie były w garnku na kuchni.

    نمیدونم شلوارت کجاست ولی لباس زیرت رو توی یه قابلمه روی اجاق پیدا کردیم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Garnek " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

garnek noun masculine دستور زبان

kulin. ognioodporny pojemnik do przygotowywania i przechowywania ciepłych potraw; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • dig

  • دیگ

    noun

    Płaszcz ziemski kipie jak garnek z zupą na kuchence.

    درست شبیه سوپ داخل دیگ گوشته دائما در حرکت است

تصاویر با "Garnek"

عباراتی شبیه به "Garnek" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Garnek" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه