ترجمه "Jagoda" به فارسی

سته, میوه, سته بهترین ترجمه های "Jagoda" به فارسی هستند.

Jagoda proper noun feminine دستور زبان

imię żeńskie;

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سته

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Jagoda " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

jagoda noun feminine دستور زبان

bot. owoc mięsisty zawierający wewnątrz nasiona; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • میوه

    noun

    Że dała ci mieszankę z suszonej hełmówki i jagód jałowca.

    اون گفته که به شما یه مخلوط از گالرینای خشک شده و میوه سرو کوهی داده

  • سته

    noun
  • توت

    noun

    Kiedy czekolada jest gotowa, kładziesz na wierzch jagody.

    بعد از اينكه تمام شكلات ها رو ريختيم شاه توت رو روش مي ريزيم

  • ترجمه های کمتر

    • حبه
    • دانه
    • زغال اخته
    • ستهها
    • ستهها (گياهشناختي)
    • شفت
    • میوه توتی
    • نيامكها
    • گیله

تصاویر با "Jagoda"

عباراتی شبیه به "Jagoda" با ترجمه به فارسی

  • بلادون · شابیزک
  • شابیزک
  • زغالاخته آبي بوتهبلند · زغالاخته آبي بوتهكوتاه · زغالاخته آبي چشمخرگوشی · زغالاختهها · سياهكيلهها
  • سياهكيلهها
  • ستهها (فراورده)
  • آتروپا بلادونا · بلادون · بلادونا · شابیزک · مهرگیاه
  • ستهها · ميوههاي ستهاي · میوههای نرم
اضافه کردن

ترجمه های "Jagoda" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه