ترجمه "jagnię" به فارسی
بره, برهها بهترین ترجمه های "jagnię" به فارسی هستند.
jagnię
noun
neuter
دستور زبان
zool. młode owcy; [..]
-
بره
nounW bogatych rodzinach obowiązuje zasada, by zaserwować jemu i jego świcie całe pieczona jagnię.
در خانواده های پولدار، معمولا به داماد و اطرافیانش، بره سرخ شده می دهند.
-
برهها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jagnię " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "jagnię"
عباراتی شبیه به "jagnię" با ترجمه به فارسی
-
بازده توليد مثلي · بهرهدهی تولید مثلی · بهرهدهی جفتگيري · بهرهدهی زادگيري · توانايي توليد مثلي · ظرفيت توليد مثلي · كارايي توليد مثلي · نرخ آبستني · نرخ برهزايي · نرخ بزغالهزايي · نرخ خوكزايي · نرخ گوسالهزايي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن