ترجمه "Kobry" به فارسی

کبرا, کبرا بهترین ترجمه های "Kobry" به فارسی هستند.

Kobry
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کبرا

    Przykro mi, młody, ale odpadam z operacji Kobra.

    متأسفم بچه جون ، ولي من ديگه کاري به عمليات کبرا ندارم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kobry " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

kobry noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کبرا

    To był jakiś styl kobry?

    اون داشت يه کارايي شبيه کبرا مي کرد.

عباراتی شبیه به "Kobry" با ترجمه به فارسی

  • افعيان · بوييده · كبراها · كبراها (مار) · كولوبريده · مار کبری · مارها · کفچه مار
  • افعی
  • اثر کبرا
اضافه کردن

ترجمه های "Kobry" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه