ترجمه "Kobry" به فارسی
کبرا, کبرا بهترین ترجمه های "Kobry" به فارسی هستند.
Kobry
-
کبرا
Przykro mi, młody, ale odpadam z operacji Kobra.
متأسفم بچه جون ، ولي من ديگه کاري به عمليات کبرا ندارم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Kobry " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
kobry
noun
feminine
دستور زبان
-
کبرا
To był jakiś styl kobry?
اون داشت يه کارايي شبيه کبرا مي کرد.
عباراتی شبیه به "Kobry" با ترجمه به فارسی
-
افعيان · بوييده · كبراها · كبراها (مار) · كولوبريده · مار کبری · مارها · کفچه مار
-
افعی
-
اثر کبرا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن