ترجمه "kobra" به فارسی

افعيان, بوييده, كبراها بهترین ترجمه های "kobra" به فارسی هستند.

kobra noun feminine دستور زبان

herp. duży i jadowity wąż zamieszkujący tropikalne i pustynne tereny Azji i Afryki; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • افعيان

  • بوييده

  • كبراها

  • ترجمه های کمتر

    • كبراها (مار)
    • كولوبريده
    • مار کبری
    • مارها
    • کفچه مار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kobra " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kobra

Kobra (akrobacja lotnicza)

+ اضافه کردن

"Kobra" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Kobra در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "kobra"

عباراتی شبیه به "kobra" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kobra" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه