ترجمه "kobiecy" به فارسی

زنانه, مونث بهترین ترجمه های "kobiecy" به فارسی هستند.

kobiecy Adjective adjective دستور زبان

dotyczący kobiety, kobiecości; charakterystyczny dla kobiety [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • زنانه

    adjective

    Dobry chirurg ma sokoli wzrok, lwie serce i kobiecą dłoń.

    یک جراح خوب دارای چشمی همانند عقاب، دلی مثل شیر و دستی زنانه است.

  • مونث

    adjective

    Szukam miłego, kobiecego towarzystwa.

    خب ، دنبال یه همدم مونث می گردم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kobiecy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kobiecy" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kobiecy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه