ترجمه "Krzywica" به فارسی

راشیتیسم, راشیتیسم, نرمی استخوان بهترین ترجمه های "Krzywica" به فارسی هستند.

Krzywica
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • راشیتیسم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Krzywica " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

krzywica noun feminine دستور زبان

med. choroba wieku dziecięcego spowodowana niedoborem witaminy D w organizmie, charakteryzująca się zmianami w układzie kostnym i zaburzeniami rozwojowymi; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • راشیتیسم

  • نرمی استخوان

    noun

    Jego brak powoduje poważne zmęczenie i osłabienie kości, co może spowodować krzywicę, czyli zapalenie kręgosłupa.

    بدون وجود آنها، انسان دچار خستگی مفرط و ضعف استخوان می شود که می تواند باعث بیماری شناخته شده به عنوان نرمی استخوان شود.

تصاویر با "Krzywica"

اضافه کردن

ترجمه های "Krzywica" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه