ترجمه "krzywda" به فارسی

آسیب, بی عدالتی, بیداد بهترین ترجمه های "krzywda" به فارسی هستند.

krzywda noun feminine دستور زبان

szkoda, strata, która spotyka kogoś niezasłużenie, niesłusznie [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آسیب

    noun

    A gdy muszą wyjść na zatłoczone ulice, lękają się krzywd i napaści ze strony złodziei.

    وقتی پا به کوچهای پررفت و آمد میگذارند همواره از حملهٔ دزدان و آسیب دیدن ترس دارند.

  • بی عدالتی

    noun
  • بیداد

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • خطا
    • ستم
    • ظلم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " krzywda " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Krzywda noun masculine feminine دستور زبان

Szkoda materialna [..]

+ اضافه کردن

"Krzywda" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Krzywda در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "krzywda" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه