ترجمه "Miotła" به فارسی
جارو, جارو, جاروب بهترین ترجمه های "Miotła" به فارسی هستند.
Miotła
Miotła (roślina)
-
جارو
Wiedziała, że w barze na dole nie słyszą stukania miotłą.
مي دونست که از طبقه ي پايين صداي ضربات جارو رو نمي شنون.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Miotła " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
miotła
noun
feminine
دستور زبان
narzędzie służące do zamiatania, zazwyczaj w postaci pęku rózg związanych z jednej strony i przymocowanych do trzonka; symbol czarownicy; [..]
-
جارو
Wiedziała, że w barze na dole nie słyszą stukania miotłą.
مي دونست که از طبقه ي پايين صداي ضربات جارو رو نمي شنون.
-
جاروب
تصاویر با "Miotła"
عباراتی شبیه به "Miotła" با ترجمه به فارسی
-
است · بودن · داشتن · داشتَن · ساله · کهنه
-
دسترسي داشتن
-
بدهکار بودن
-
خلاص شدن
-
برگشتن · رخ دادن
-
الياف جارویی · الیاف فرچهای
-
رفاه
-
توانستن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن