ترجمه "Pion" به فارسی

شاقول, عمودی, سرباز بهترین ترجمه های "Pion" به فارسی هستند.

Pion
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاقول

  • عمودی

    Zwróćcie uwagę, że w punkcie kulminacyjnym roboty są w pionie.

    توجه کنید، هنگام باز شدن کامل تور، کواد ها به حالت عمودی قرار دارند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Pion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

pion noun masculine دستور زبان

geogr. kierunek równoległy do kierunku działania siły grawitacji ciała niebieskiego, względem którego jest on określany; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرباز

    noun

    bierka szachowa

    Królowa nie poświęca wszystkiego, żeby zbić piona.

    نباید وزیر شطرنج خودش رو برای سرباز قربانی کنه

  • شاقول

    noun
  • پیاده

    noun
  • پیون

    najlżejszy mezon

تصاویر با "Pion"

اضافه کردن

ترجمه های "Pion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه