ترجمه "Ponton" به فارسی

قایق بادی, قايق بادي, پل موقت بهترین ترجمه های "Ponton" به فارسی هستند.

Ponton
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • قایق بادی

    Chcę wam opowiedzieć o Omarze, pięcioletnim uchodźcy z Syrii, który dotarł do wybrzeża wyspy Lesbos na zatłoczonym pontonie.

    میخواهم راجع به عمر به شما بگویم، یک پسر پنج ساله سوریهای پناهجو که به ساحل لسبوس روی یک قایق بادی شلوغ رسید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Ponton " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

ponton noun masculine دستور زبان

nadmuchiwana łódź o płaskim dnie; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • قايق بادي

  • پل موقت

    noun

تصاویر با "Ponton"

اضافه کردن

ترجمه های "Ponton" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه