ترجمه "ponury" به فارسی

اخمو, افسرده, بدخلق بهترین ترجمه های "ponury" به فارسی هستند.

ponury Adjective adjective دستور زبان

pełen smutku, przygnębienia [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اخمو

    adjective

    A ja mogę wrócić do bycia ponurym, tęsknoty za Eleną i rozmyślania.

    و من هم مي تونم قيافه اخمو بگيرم و با الينا لاس بزنم و...

  • افسرده

    adjective

    Po roku w Londynie to miejsce zdaje się bardzo ponure.

    بعد يک سال بودن توي لندن ، به نظر تو اينجا افسرده کننده به نظر مياد ؟

  • بدخلق

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • تاریک
    • ترسناك
    • تیره
    • دل افسرده
    • دل افسردگی
    • دل شکسته
    • دلسرد
    • دژم
    • عبوس
    • کج خلق
    • کدر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ponury " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "ponury"

اضافه کردن

ترجمه های "ponury" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه