ترجمه "Radioterapia" به فارسی
پرتودرمانی, پرتودرمانی, درمان تابشي بهترین ترجمه های "Radioterapia" به فارسی هستند.
Radioterapia
-
پرتودرمانی
Codziennie odwiedzałam go w szpitalu, gdzie długo poddawany był radioterapii.
هنگامی که آرن برای مدتی طولانی در بیمارستان تحت پرتودرمانی قرار داشت، هر روز به دیدنش میرفتم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Radioterapia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
radioterapia
noun
feminine
دستور زبان
med. leczenie za pomocą promieniowania jonizującego; [..]
-
پرتودرمانی
Codziennie odwiedzałam go w szpitalu, gdzie długo poddawany był radioterapii.
هنگامی که آرن برای مدتی طولانی در بیمارستان تحت پرتودرمانی قرار داشت، هر روز به دیدنش میرفتم.
-
درمان تابشي
-
رادیوتراپی
تصاویر با "Radioterapia"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن