ترجمه "Radny" به فارسی

عضو شورا, کدیور بهترین ترجمه های "Radny" به فارسی هستند.

Radny
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • عضو شورا

    członek rady miasta lub gminy

    Radni mają mało czasu.

    من و عضو شورا در ساعت کاری هستیم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Radny " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

radny noun masculine دستور زبان

urz. członek rady gminy, rady miasta, rady powiatu lub sejmiku wojewódzkiego wybierany w wyborach samorządowych [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کدیور

    noun

تصاویر با "Radny"

اضافه کردن

ترجمه های "Radny" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه