ترجمه "Sushi" به فارسی
سوشی, سوشی بهترین ترجمه های "Sushi" به فارسی هستند.
Sushi
-
سوشی
nounخوراکی برنجی در آشپزی ژاپنی
Nazywamy go obwodem sushi. Zyskał sobie sporą popularność wśród dzieci.
اسم این رو گذاشتیم مدار سوشی، بچه هم اینو خیلی دوست دارند. برق رو دوباره به جریان میندازم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Sushi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
sushi
noun
neuter
دستور زبان
kulin. spoż. japońska potrawa z ryżu zaprawionego octem ryżowym z różnymi dodatkami w postaci owoców morza, ryb, warzyw, grzybów oraz jajek; [..]
-
سوشی
nounNazywamy go obwodem sushi. Zyskał sobie sporą popularność wśród dzieci.
اسم این رو گذاشتیم مدار سوشی، بچه هم اینو خیلی دوست دارند. برق رو دوباره به جریان میندازم.
تصاویر با "Sushi"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن