ترجمه "Susza" به فارسی

خشکسالی, خشکسالی, تشنگی بهترین ترجمه های "Susza" به فارسی هستند.

Susza
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خشکسالی

    noun

    Susza dotyka rolników od Azji po Afrykę,

    کشاورزان با خشکسالی دست و پنجه نرم می کنن از آسیا

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Susza " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

susza noun feminine دستور زبان

długotrwały okres bez opadów atmosferycznych; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خشکسالی

    noun

    długotrwały okres bez opadów atmosferycznych lub z dużym ich niedoborem

    Achab i jego poddani przychodzą tam — być może w nadziei, że to spotkanie położy kres suszy.

    اخاب و تابعین وی در آنجا اجتماع میکنند و احتمالاً امیدوارند که آن مناسبت موجب پایان خشکسالی شود.

  • تشنگی

    noun
  • تنگی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • خشک سالی
    • خشکی

تصاویر با "Susza"

عباراتی شبیه به "Susza" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Susza" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه