ترجمه "Wybory" به فارسی

انتخابات, انتخابات, انتخاب بهترین ترجمه های "Wybory" به فارسی هستند.

Wybory
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • انتخابات

    noun

    Wybory nie przyniosły spokoju, stabilizacji i bezpieczeństwa.

    چون انتخابات٬ صلح، ثبات و امینت را برای لیبی به ارمغان نیاورد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Wybory " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

wybory noun masculine دستور زبان

polit. adm. proces, w którym obywatele wybierają spośród zgłoszonych kandydatów swoich przedstawicieli do organów władzy; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • انتخابات

    noun

    Aby wystartować w wyborach powszechnych, trzeba sobie bardzo dobrze poradzić w wyborach Lesterów.

    برای اینکه انتخابات عمومی برگزار شود، باید قویا در انتخابات لستر خوب عمل کرد.

  • انتخاب

    noun

    Nie miałem wyboru, jak tylko lecieć samolotem.

    من انتخاب دیگری نداشتم جز اینکه سوار هواپیما شوم.

تصاویر با "Wybory"

عباراتی شبیه به "Wybory" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Wybory" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه