ترجمه "wybrany" به فارسی
با انتخاب, برگزيده بهترین ترجمه های "wybrany" به فارسی هستند.
wybrany
adjective
noun
masculine
osoba ukochana przez kogoś [..]
-
با انتخاب
Pod warunkiem, że wybierzesz to, co ja wybrałam.
تا وقتي که با انتخاب من يکي باشه.
-
برگزيده
Mamy bronić ludzi przed człowiekiem, atakującym demokratycznie wybraną władzę.
براي حافظت از افراد محلي از مردي که قدرت رو دزديده از نخست وزير مشروع و برگزيده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wybrany " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "wybrany" با ترجمه به فارسی
-
انتخاب کردن · برداشتن · برگزیدن · ضربه زدن · نامبُردن · گزیدن · یادآوری
-
فهرست نهايي
-
انتخاب کردن · برداشتن · برگزیدن · ضربه زدن · نامبُردن · گزیدن · یادآوری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن