ترجمه "album" به فارسی

آلبوم, جای عکس بهترین ترجمه های "album" به فارسی هستند.

album noun masculine دستور زبان

zbiór reprodukcji, fotografii, pocztówek, znaczków itp. [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آلبوم

    noun

    مجموعهای از موسیقی

    Jeśli pójdzie dobrze, może nawet nagram cały album.

    اگر همه چيز خوب پيش بره اونا ممکنه ازم بخوان که يه آلبوم بسازم

  • جای عکس

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " album " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "album"

عباراتی شبیه به "album" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "album" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه