ترجمه "alimenty" به فارسی

نفقه, نفقه بهترین ترجمه های "alimenty" به فارسی هستند.

alimenty Noun noun دستور زبان

praw. regularne, obligatoryjne świadczenia, na ogół pieniężne, na rzecz osób fizycznych, do których zobowiązywane są na drodze prawnej inne osoby fizyczne;

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نفقه

    noun

    Całe moje życie, to praca, płacenie alimentów i niańczenie.

    من همه چيو دربارهه کار و پرداخت نفقه ونگهداري بچه مي دونم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " alimenty " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Alimenty
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نفقه

    Alimenty, złe inwestycje, rachunki tak wysokie, że sięgają aż do jego krzaczastych brwi.

    نفقه دادن ، سرمايه گذاري هاي بد تا خرخره با اون ابرو هاي پرپشتش تو بدهي هست

اضافه کردن

ترجمه های "alimenty" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه