ترجمه "alienacja" به فارسی
ازخودبیگانگی, بی میلی, بیگانگی بهترین ترجمه های "alienacja" به فارسی هستند.
alienacja
Noun
noun
feminine
دستور زبان
psych. stan osoby, która utraciła więź ze środowiskiem, w którym żyje; [..]
-
ازخودبیگانگی
-
بی میلی
noun -
بیگانگی
nounW porównaniu z tym, psychologicznie rzecz biorąc, wojna jest prostsza, w porównaniu z tą alienacją.
در مقایسه با این، جنگ، از نظر روانی، از برخی جهات، آسان است، در مقایسه با آن بیگانگی.
-
غربت
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alienacja " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "alienacja" با ترجمه به فارسی
-
نشانگان بیگانگی از والد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن