ترجمه "badać" به فارسی
جستجو ترجمه "badać" به فارسی است.
badać
verb
دستور زبان
przeprowadzać obserwację, analizę naukową czegoś (obiektu, pojęcia) [..]
-
جستجو
nounPo powrocie do domu zaczęła badać pisma święte, poszukując słów, które usłyszała.
در برگشت به خانه، کتاب مقدّس را برای یافتن عبارتی که شنیده بود جستجو کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " badać " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "badać"
عباراتی شبیه به "badać" با ترجمه به فارسی
-
تحقیق · پژوهش · پژوهش توسعه · پژوهش علمي · پژوهش كاربردي · پژوهش و توسعه · پژوهش پايهاي
-
آزمایش بالینی
-
تحقیق ميانرشتهاي · پژوهش میانرشتهای
-
روشهای آمارگیری
-
بررسي · بررسيكردن
-
تحقیق · پژوهش
-
تحقیق · پژوهش · پژوهش توسعه · پژوهش علمي · پژوهش كاربردي · پژوهش و توسعه · پژوهش پايهاي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن