ترجمه "badacz" به فارسی

بازپرس, پژوهشگر بهترین ترجمه های "badacz" به فارسی هستند.

badacz Noun noun masculine دستور زبان

człowiek zajmujący się badaniami naukowymi [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازپرس

  • پژوهشگر

    noun

    Faktycznie, rok wcześniej jeden badacz został złapany przez jednego i wciągnięty w głębiny, i zabity.

    درواقع، یک سال قبل، یک پژوهشگر توسط این حیوانات به عمق آب کشیده و کشته شد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " badacz " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "badacz" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه