ترجمه "bank" به فارسی

بانک, بانکها, بانکهای سرمایهگذاری بهترین ترجمه های "bank" به فارسی هستند.

bank noun masculine دستور زبان

bank. instytucja zajmująca się finansami, w szczególności udzielaniem kredytów, przechowywaniem oszczędności swoich klientów [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بانک

    noun

    بانک

    Sklep jest naprzeciwko banku.

    مغازه، مقابل بانک است.

  • بانکها

    noun

    Czyli że już nie trzeba ufać bankom w kwestii bezpieczeństwa trasakcyjnego.

    و این بدان معنی است که دیگر نیازی به بانکها نداریم تا معاملاتمان امن باشند.

  • بانکهای سرمایهگذاری

  • بانکهای پسانداز

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bank " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bank
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بانک

    noun

    یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا

    Sklep jest naprzeciwko banku.

    مغازه، مقابل بانک است.

تصاویر با "bank"

عباراتی شبیه به "bank" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bank" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه