ترجمه "bankructwo" به فارسی
ورشكستگي, بدهكاري, بدهی بهترین ترجمه های "bankructwo" به فارسی هستند.
bankructwo
noun
neuter
دستور زبان
praw. upadłość osoby prawnej lub fizycznej ogłoszona przez sąd [..]
-
ورشكستگي
-
بدهكاري
-
بدهی
noun -
ورشکستگی
Chciwi menedżerowie doprowadzają do bankructwa firmy — tysiące ludzi trafia na bruk.
طمع مدیران بسیاری از شرکتها و کارخانهها موجب ورشکستگی آنها و بیکار شدن کارگران و کارمندان شده است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bankructwo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن