ترجمه "bar" به فارسی

بار, باریم, باريوم بهترین ترجمه های "bar" به فارسی هستند.

bar noun masculine دستور زبان

gastr. lokal gastronomiczny, w którym spożywa się ciepłe posiłki lub pije alkohole; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بار

    noun verb

    jednostka miary ciśnienia w układzie jednostek CGS [..]

    Z przyjemnością. Tylko nie wiem, jak bar się sam otworzy.

    خيلي دوست دارم ، اما هنوز نفهميدم چطوري بار خود به خود باز بشه.

  • باریم

    یکی از عنصرهای جدول تناوبی عنصرها

  • باريوم

    (Ba) pierwiastek chemiczny z grupy wapniowców, liczba atomowa 56; miękki, srebrzystobiały metal, aktywny chemicznie

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bar noun masculine

Mleczny lub nocny [..]

+ اضافه کردن

"Bar" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bar در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "bar"

عباراتی شبیه به "bar" با ترجمه به فارسی

  • ويتامين ب كمپلكس · ويتامينهاي ب · ویتامینهای بی
  • کلرید باریم
  • بار رافائلی
  • ويتامين ب كمپلكس · ويتامينهاي ب · ویتامینهای بی
  • باریم نیترات
  • آسپرژيليك اسيد · آماتوكسينها · ااوسپورئين · اسكيرين · اسپوريدسمينها · امودين · بيسوكلاميك اسيد · ترمورتينها · تنتوكسين · تنوآزونيك اسيد · توكسينهاي قارچي · روبراتوكسينها · روزئوتوكسين بي · روگولوزين · فالوتوكسينها · فوزارينها · فوميترمورژين بي · لوتئوسكيرين · مالفورمين · مونيليفورمين · ميكوفنوليك اسيد · میکوتوکسینها · نيدولوتوكسينها · وروكولوژن · ويريديتوكسينها · پوآفوزارين
  • کربنات باریم
  • باریوم سولفات
اضافه کردن

ترجمه های "bar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه