ترجمه "bezimienny" به فارسی

بی نام, لاادری بهترین ترجمه های "bezimienny" به فارسی هستند.

bezimienny Adjective adjective دستور زبان

nie mający imienia czy nazwy [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بی نام

    adjective

    Była to nieznana istota zmierzająca do bezimiennego grobu.

    زندگی نامرئی که پیش بسوی گوری بی نام میرفت.

  • لاادری

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bezimienny " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "bezimienny" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه