ترجمه "bilans" به فارسی
ترازنامه, توازن بهترین ترجمه های "bilans" به فارسی هستند.
bilans
Noun
noun
masculine
دستور زبان
księg. sprawozdanie finansowe [..]
-
ترازنامه
To bilans jednej z naszych filii.
ترازنامه ی یکی از زیرمجموعه هامونه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bilans " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bilans
-
توازن
Gdy stajemy się odporni na insulinę, homeostaza w tym bilansie odbiega od tego stanu.
زمانی که به انسولین مقاوم شویم همایستایی در آن توازن از این وضعیت منحرف میشود.
عباراتی شبیه به "bilans" با ترجمه به فارسی
-
تراز پرداختها
-
عرضه و تقاضا · موازنه بازار · موازنه عرضه · پاسخ به عرضه
-
موازنه آب خاک
-
تراز بازرگانی · تراز تجاری · موازنه تجاری
-
تراز پرداختها · موازنه پرداختها
-
تعادل انرژی · موازنه انرژی
-
میزان تجاری
-
موازنه گرمايي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن