ترجمه "bilans" به فارسی

ترازنامه, توازن بهترین ترجمه های "bilans" به فارسی هستند.

bilans Noun noun masculine دستور زبان

księg. sprawozdanie finansowe [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترازنامه

    To bilans jednej z naszych filii.

    ترازنامه ی یکی از زیرمجموعه هامونه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bilans " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bilans
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • توازن

    Gdy stajemy się odporni na insulinę, homeostaza w tym bilansie odbiega od tego stanu.

    زمانی که به انسولین مقاوم شویم همایستایی در آن توازن از این وضعیت منحرف میشود.

عباراتی شبیه به "bilans" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bilans" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه