ترجمه "blisko" به فارسی

نزدیک, کنار بهترین ترجمه های "blisko" به فارسی هستند.

blisko adverb دستور زبان

w niewielkiej odległości [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نزدیک

    adjective

    Spełnianie się różnych elementów znaku wyraźnie świadczy, że ucisk jest bliski.

    تحقق جنبههای مختلفِ نشان حضور مسیح ثابت میکند که مصیبت عظیم بسیار نزدیک است.

  • کنار

    noun adverb

    Pokazuje, jak wzajemnie na siebie oddziałują dwie krople deszczu spadające blisko siebie.

    این سازه از آمیزش طرح دو قطرهی باران که کنار هم به زمین نشستهاند تشکیل شده است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blisko " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "blisko"

عباراتی شبیه به "blisko" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "blisko" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه