ترجمه "bokser" به فارسی

بوکسور, باکسر بهترین ترجمه های "bokser" به فارسی هستند.

bokser noun masculine دستور زبان

sport. sportowiec uprawiający zawodowo boks (pięściarstwo) [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بوکسور

    sportowiec uprawiający boks

    W szkole średniej jeden z moich kolegów, zawodowy bokser, przekonał mnie, żebym spróbował tego sportu.

    یکی از دوستان دوران دبیرستانم بوکسور بود. او مرا ترغیب کرد که به دنبال این ورزش بروم.

  • باکسر

    Tego samego doświadczyły również Chiny, kiedy to państwa zachodnie siłą tworzyły tam sfery wpływów, na przykład podczas wojen opiumowych czy powstania Bokserów.

    هنگامیکه ملتهای غرب، حوزهٔ نفوذ خود را با زور گسترش میدادند، چین نیز مصون نماند، به عنوان مثال در هنگام جنگهای تریاک و شورش باکسر.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bokser " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bokser

Bokser (rasa psów)

+ اضافه کردن

"Bokser" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bokser در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "bokser"

اضافه کردن

ترجمه های "bokser" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه