ترجمه "brawo" به فارسی
براوو, خوب بهترین ترجمه های "brawo" به فارسی هستند.
brawo
Noun
noun
neuter
دستور زبان
zwykle w lm wyraz uznania; oklaski [..]
-
براوو
nounDrużyna Brawo oczyści niższe poziomy.
تيم براوو هم طبقات تحتاني رو پاکسازي مي کنه
-
خوب
adjectiveWielkie brawa dla was.
همگي کار و خوب انجام دادن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brawo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "brawo"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن