ترجمه "brodawka" به فارسی

زگیل, زگيلها, نوک پستان بهترین ترجمه های "brodawka" به فارسی هستند.

brodawka Noun noun feminine دستور زبان

med. prawidłowa, anatomiczna wypukłość na skórze [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • زگیل

    noun

    Nie chcę przez całe życie leczyć brodawek.

    من نمی خواهم تمام عمرم زگیل معالجه كنم

  • زگيلها

  • نوک پستان

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • پاپیلوم
    • پستانک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " brodawka " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Brodawka noun masculine

Kurzajka [..]

+ اضافه کردن

"Brodawka" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Brodawka در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "brodawka" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "brodawka" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه