ترجمه "brzask" به فارسی
سحر, طلوع خورشيد بهترین ترجمه های "brzask" به فارسی هستند.
brzask
noun
masculine
دستور زبان
światło na niebie przed wschodem słońca [..]
-
سحر
noun -
طلوع خورشيد
O brzasku wyruszam w góry Melia.
ميخوام با طلوع خورشيد به سمت قله حرکت کنم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brzask " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "brzask"
عباراتی شبیه به "brzask" با ترجمه به فارسی
-
سحرگاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن