ترجمه "burundi" به فارسی

بوروندی, بوروندی, بروندی بهترین ترجمه های "burundi" به فارسی هستند.

burundi
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بوروندی

    W katastrofie samolotowej zginęli prezydenci Burundi i Ruandy.

    سقوط هواپیمایی باعث کشته شدن رؤسای جمهور کشورهای روآندا و بوروندی شد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " burundi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Burundi proper noun neuter دستور زبان

geogr. polit. państwo w Afryce; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بوروندی

    proper

    W katastrofie samolotowej zginęli prezydenci Burundi i Ruandy.

    سقوط هواپیمایی باعث کشته شدن رؤسای جمهور کشورهای روآندا و بوروندی شد.

  • بروندی

    Weszłam do więzienia w Republice Burundi i nie było tam

    در بروندی - کشوری در آفریقا - من به زندانی رفتم

  • Burundi

  • جمهوري بروندي

تصاویر با "burundi"

عباراتی شبیه به "burundi" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "burundi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه