ترجمه "but" به فارسی
کفش, چکمه, بوت بهترین ترجمه های "but" به فارسی هستند.
but
noun
masculine
دستور زبان
część ubrania, noszona na stopie, chroniąca stopy; [..]
-
کفش
nounZa każdym razem, gdy kupię nową suknię lub buty drze się na mnie.
هر وقت ميرم پيرهن يا يه جفت کفش مي خرم داد و بيداد راه ميندازه.
-
چکمه
nounWidziałam jedynie jego czarne buty, kiedy do mnie szedł.
فقط يادمه که داشت با چکمه هاي سياهش به طرفم ميومد.
-
بوت
noun -
پوتین
nounSześciomiesięczny zapas leku, buty grawitacyjne, masażer skóry głowy i pańska koszulka.
داروی شش ماهه ، پوتین های کششی ، ماساژور بدن و یک تی-شرت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " but " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "but"
عباراتی شبیه به "but" با ترجمه به فارسی
-
پاشنهکش
-
کفش
-
واکس
-
واکس
-
کفش
-
پوتين يا چكمه
-
کف · کفی کفش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن