ترجمه "chcenie" به فارسی
اراده, خواست بهترین ترجمه های "chcenie" به فارسی هستند.
chcenie
Noun
noun
neuter
دستور زبان
odczuwanie chęci zrobienia czegoś [..]
-
اراده
nounMoże być całkiem namolna, kiedy tego chce, wiesz?
میتونه درست و حسابی خودشو تحمیل کنه هروقت که اراده کنه ، میدونی..
-
خواست
nounBob chciał trzymać w domu tego lisa.
باب می خواست آن روباه را در خانه نگه دارد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chcenie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "chcenie" با ترجمه به فارسی
-
خواستن توانستن است
-
هرزنامه · هرزنامه تجاری
-
تشنه هستم · تشنهام
-
نرم افزار ناخواسته
-
گرسنه هستم · گرسنهام
-
میخوام بدونم · میخواهم بدانم
-
خواستن
-
خواستن توانستن است
اضافه کردن مثال
اضافه کردن