ترجمه "chciwy" به فارسی
حریص, آزمند, حريص بهترین ترجمه های "chciwy" به فارسی هستند.
chciwy
adjective
masculine
دستور زبان
taki, który odznacza się chciwością [..]
-
حریص
adjectiveOczywiście w świecie trzeba mieć się na baczności, gdyż chciwi i nienawistni ludzie mogą cię niejako żywcem zjeść.
البته، در دنیا باید مراقب باشی که افراد حریص یا بدطینت، به طور مجازی تو را زنده نخورند.
-
آزمند
Pomyśl też o bezradnych ludziach, którzy padli ofiarą potężnych, chciwych władców.
مردم مظلومی را در نظر بگیرید که تحت ظلم و ستم قدرتطلبانی آزمند قرار دارند.
-
حريص
Wiedziałem, że ta chciwa wiedźma go pragnie, więc wyrzuciłem go do bagien.
من ميدونستم اون جادوگر حريص دنبال اونه براي همين انداختمش تو باتلاق
-
ترجمه های کمتر
- رزد
- طماع
- گیرکننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chciwy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن