ترجمه "czarodziej" به فارسی

جادوگر, نابغه, مجوسی بهترین ترجمه های "czarodziej" به فارسی هستند.

czarodziej noun masculine دستور زبان

w bajkach: człowiek posiadający moc czarowania, czynienia czarów [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جادوگر

    noun

    Słyszałaś, żeby jakiś zwykły czarodziej rozmawiał z wężami?

    خود تو شنيدي كه يه جادوگر شرافتمند زبون مارها رو بلد باشه ؟

  • نابغه

    noun
  • مجوسی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • جادوگ
    • حادوگر
    • ساحر
    • طلسم کننده
    • مجوس
    • مغ
    • موبد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " czarodziej " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "czarodziej" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه