ترجمه "czuć" به فارسی
احساس کردن, حس کردن بهترین ترجمه های "czuć" به فارسی هستند.
czuć
verb
دستور زبان
odbierać wrażenia za pomocą zmysłu dotyku [..]
-
احساس کردن
verbNigdy nie doświadczyli zamętu, więc nie mogli czuć spokoju.
آنها هرگز آشفتگی احساس نکرده بودند، بنابراین نمی توانستند احساس آرامش کنند.
-
حس کردن
verbBędziesz musiał czuć rzeczy jakich od dawna nie czułeś.
و مجبور ميشي چيزايي رو حس کني که خيلي وقته اونا رو حس نکردي.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " czuć " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "czuć" با ترجمه به فارسی
-
حس
-
ترسیدن
-
اختلالات حسی
-
بامحبت · دقیق · دوستدار · صحیح · محبت آمیز · محبوب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن