ترجمه "dar" به فارسی
دهش, هدیه, پیشکش بهترین ترجمه های "dar" به فارسی هستند.
dar
noun
masculine
دستور زبان
to, co się komuś ofiaruje [..]
-
دهش
noun -
هدیه
nounTo był mój dar dla niej na twoją cześć.
به مناسبت به دنیا آوردن تو این رو بهش هدیه کردم.
-
پیشکش
nounZaoferował Elizeuszowi cenne dary, ale ten nie chciał ich przyjąć.
نُعمان به اَلِیشَع هدایای پرارزشی پیشکش کرد، اما او نپذیرفت.
-
ترجمه های کمتر
- داشن
- درون داشت
- ره اورد
- موهبت
- هديه
- پیشکشی
- کادو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Dar
-
هدیه
nounDar ten otworzył przed ludźmi widoki na życie wieczne (Jana 3:16).
این هدیه دروازهٔ امید زندگی ابدی بر روی زمین را در مقابل بشر گشوده است.—یوحنا ۳:۱۶.
عباراتی شبیه به "dar" با ترجمه به فارسی
-
دارالسلام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن