ترجمه "dno" به فارسی
ته ترجمه "dno" به فارسی است.
dno
noun
neuter
دستور زبان
dolna powierzchnia wgłębienia w skorupie ziemskiej, np. koryta rzeki lub wąwozu [..]
-
ته
nounKtoś się nawali i skończy jako trup na dnie jeziora.
يه نفر مي ميره و ته رودخونه ميفته.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dno " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "dno"
عباراتی شبیه به "dno" با ترجمه به فارسی
-
بستر دریا
-
انگشتنگاری دی.ان.آ
-
پروبهاي آر.ان.آ · پروبهاي دي.ان.آ · پروبهاي ژنتيكي · پروبهای هستهای
-
دورگهگيري دي.ان.آ-دي.ان.آ · دورگهگیری دی.ان.آ · هیبریداسیون دی.ان.آ
-
دورگهگيري دي.ان.آ-دي.ان.آ · دورگهگیری دی.ان.آ · هیبریداسیون دی.ان.آ
-
رونويسي دي.ان.آ · رونويسي ژن · رونویسی
-
th drya
-
ويروس آدنو-وابسته · ويروس هپاتيت غاز · پاروویریده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن